شمارهی سوم/صفحه نوزده
سیاست را ورق بزنیم ...
این داستان: بیضه یا ممه؟
ابتدا توضیح مختصری در خصوص بیضه و ممه بدهم که اولی در آقایان و در پایین تنه نسب شده و دومی در خانمها و در بالاتنه. این دو عضو نکتهی انحرافی اعضای اصلیند یعنی هر کدام را بیازاری یا بنوازی عضو اصلی بیدار میشود و به درخواست میافتد.
چندی پیش بهزاد فراهانی طی یک غافلگیری دو تن از مهرههای اصلی انقلاب۵۷ را لو داد و عرصهی سیاست را به آتش کشید. گویا این گونه اعمال خائنانه در این خانواده عادی ست و هر باره تلفات حاصل میشود.
او در نشستی در پاریس عنوان کرد:
ما بیضهاش را داشتیم و شاه را پایین کشیدیم شما هم اگر دارید انقلاب کنید.
بعد از این واقعه دهشناک مستندات از دیدار مخفیانه خمینی و بیضه های فراهانی در فرانسه پرده برداشتند و حقایقی بسیار رو شد. حتی عکسهایی از شکنجه بیضههای فراهانی در زندانهای ساواک، در حال تظاهرات در خیابان، در حال شعارنویسی، در حال پخش اعلامیه و ... رؤیت شده است.
حال مسئله اینجا ست که یک دو راهی پدید آمده و آن هم این است که خلق الله بیضههای تخم اردکی پدر را انتخاب کنند یا ممه های تخم مرغی دختر را؟ کسی چه میداند شاید هر دو مسیر یکسان باشد و افتراقی در میان نباشد.
و اما بهزاد جان! که جمع کثیری از ما شما را بعد از تخم مرغهای گلشیفته شناختیم، توجه کنید که گاهی برای انقلاب کردن به بیضه نیاز نیست. همین سردبیر ما خانم دکتر اسماء دگلی(یعنی من عزیز🖋) در شمارهی قبل، نه با بیضه که با فندق مغزش انقلاب کرد و جمهوری اسلامی ایران را شکست و به《نهاد بینالمللی سکارنای من》 جایگاه و مشروعیتی ویژه در سطحی جهانی بخشید و پایمان را در ادارهی بهینهی جهان و علل الخصوص ایران عزیز قرصتر نمود.
گو دشمن لجوج بشنود و خود را به کری بزند وقت زانو زدنش هم خواهد رسید.
پس...
نه بیضه
نه ممه
نه حرفای قلمبه
تیله هاتو بردار بیا
دنیا داره میگذره
🖋به قلم سردبیر و با همکاری 🐭 پندون

